الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
141
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ؛ « 1 » اى ايمانآورندگان چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا برايتان حلال كرده است ، حرام نكنيد و از حد و مرز ، پا فراتر منهيد زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمىدارد و كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً ؛ « 2 » و از نعمتهاى حلال و پاكيزهاى كه خداوند بهشمار روزى داده است ، تناول كنيد و يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ؛ « 3 » اى پيامبر ! چرا آنچه را خدا بر تو حلال شمرده ، بر خود حرام مىگردانى ؟ . نيز اين فرمودهاش : قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ؛ « 4 » بگو : چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است ؟ و آياتى از اين دست كه بر نفى اين نوع رياضت دلالت دارد و به خوبى روشن است حرامكردن اشياء حلال و پاكيزه بر نفس ، بهمعناى منع كردن و محروم ساختن نفس از آن اشياء محسوب مىشود كه داخل در مضمون و مفهوم اين آيات شريفه و روايات بعدى است هرچند كسى كه دست به چنين كارهايى مىزند ، معتقد به حرمت شرعى آنها نباشد . 8 - ائمه عليهم السّلام در بسيارى از روايات براى جلوگيرى از ملالت نفس ، فرمان به ميانه روى در انجام عبادات داده و از افراط و زيادهروى در انجام آنها نهى نمودهاند در صورتى كه مشروعيّت اين عبادات كاملا محرز و مشخص است تا چه رسد به موضوع مورد بحث ما كه با چگونگى و حكم آن آشنا شديد و احاديث متعدّد و معروفى كه بدان اشاره شد در اصول كافى كلينى رحمه اللّه و ديگر كتب ، روايت شده است . 9 - استحباب نشستن طولانى بر سر سفره و پذيرفتن دعوت مؤمن و خوراندن غذا و غذا خوردن همراه با برادران مسلمان ، در روايات ائمه معصومين عليهم السّلام وارد شده و در آن روايات آمده است : « انّ ابن آدم اجوف ، لابد له من طعام ؛ « 5 » بدن آدميان ، ميانته است و ناگزير بايد غذا تناول كنند » و ديگر موضوعاتى كه در روايات « اطعمه و اشربه » « در كافى » و « محاسن » و ديگر كتب روايى آمده است .
--> ( 1 ) . مائده ، آيهء 87 . ( 2 ) . همان ، آيهء 88 . ( 3 ) . تحريم ، آيهء 1 . ( 4 ) . اعراف ، آيهء 32 . ( 5 ) . كافى ج 6 ، ص 286 .